من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصهی بالا و پایینرفتنهام رو براتون تعریف میکنم
توجه!
دوستان ما طبق روال همیشگیمون،که سعی داریم یکم فضای منطقی رو به دور از تعصب و چاپلوسی و این کارها ایجاد کنیم، مطلب جدیدی که طنز پرداز و منتقد،پوریا عالمی نوشته رو می ذاریم.
لطفا احساسی نظر ندین.نگین این آقا با گلزار بد غرض داره،حالیش نیست.اتفاقا هم روزنامه نگار و هم نویسنده ،کتاب هاش هم منتشر شده.
اگه می خواین راجع به مطلبش نظر بدید، و نقدش کنید،سعی کنید منطقی با استدلال درست باشه،نه این که خود پوریا عالمی نقد کنید.مطلبش نقد کنید.با کجاهاش مخالفید؟با کجاهای مطلبش موافق هستید؟چرا؟
یک مدلی باشه که اگه گذر خودش افتاد ،فکر نکنه ۴ تا دختر بچه احساساتی نشستن نظر گذاشتن.من خودم به شخص باهاش صحبت کردم،نقدمم بهش گفتم خیلی هم تشکر کرد،اما در نهایت با هم به توافق نرسیدیم،من خیلی دوست داشتم نظر آدم های دیگه رو که مثل خودم بیشتر در جریان زندگی آقای گلزار هستن بدونم.حالا نقد خودم توی دیدگاه ها می ذارم.منتها این توضیح اول گفتم که نزنین طرف تخریب شخصیت کنید.نظرتون بگید،واقعیت،هر چی که به نظرتون معقول…
متشکرم.
گلزار در آسانسور
گفت: «من گلزارم. خودم رو فروختم.»
گفتم: «جامعه داره به کجا میره؟ الان اوضاع جامعه به جایی رسیده که حتا آدمی مثل تو هم خودش رو میفروشه.»
گفت: «یعنی تو خودت رو نمیفروشی؟»
گفت: «حتا اگه یک میلیارد تومن بهت پول بدن؟»
گفت: «بله. یک چک یک میلیارد تومنی.»
گفتم: «اگه یک چک یک میلیارد تومنی در کار باشه کل در و همسایه و فامیلمون رو میتونی بستهبندی شده و مرتب جلوی در تحویل بگیری.»
گفتم: «گفتی چند فروختی؟»
گفتم: «جون ممدرضا گرون دادی.»
گفتم: «بابا تو ماشینت این همه زدگی داری. این بغلت که توی اون دعوای دوبی خورده و رفته، اصلا از گلگیرت چیزی نمونده… جلوبندیت هم که موقع والیبال توپ خورده قُر شده. سقفت هم که کلا سابیده شده رفته، توی اسکی مثل اینکه برعکس سر خوردی، آره؟ ممدرضا ماشین بودی الان باید میبردیمت عبدلآباد بفروشیمت نصف قیمت. راستی خلافی گرفتی؟»














